الشيخ الصدوق ( مترجم : كمره اى )

3

الخصال ( فارسى )

بوده و هست ، اين موضوع از زمان خود پيغمبر اسلام مورد توجه بوده و پس از وفات پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله بلافاصله مطرح گفتگو گرديد و توجه جامعه اسلامى را بيشتر به خود جلب كرد در حقيقت موضوع خلافت هسته مركزى تاريخ اسلام و اساس همه انقلابات مهم جامعه اسلامى بشمار ميرود . اين مسأله علاوه از آنكه يكى از مهمات مسائل اسلامى است مركز سياست و فعاليت جامعه اسلام بشمار ميرود و صلاح و فساد اجتماع ، ترقى و انحطاط جامعه از آن ناشى شده و مىشود ، كليه تشعبات و دسته بنديها بطور مستقيم يا غير مستقيم از آن آب خورده ، فرقه‌هاى مختلف و متضاد اسلامى از اينجا پديد آمده ، مركز حساس و شخصيت ممتاز تاريخى اين موضوع شخصيت على بن ابى طالب عليه السّلام است زيرا بمقتضاى مذهب شيعه يگانه شخص برازنده خلافت و منتخب از جانب پيغمبر براى امامت ، او بوده و نزد عموم ، اقليت مخالف كه منشأ بروز تاريخ شگفت آور اسلام شده است بدور او ميچرخد و دسته‌اى كه در تنگناى ستم و بىعدالتى افتادند و معنويت دستورات اساسى اسلام را در خطر ديدند باتكاء او ، بنام او قيام كردند و حفظ قانون اساسى اسلام و قرآن را از او درخواستند و بنام و تعليمات او وابسته ديدند توجه به موضوع امامت و خلافت اسلامى از چند نظر است . [ علت توجه به موضوع امامت و خلافت اسلامى ] الف از نظر نص و تصريح و تعيين خود پيغمبر : اين نظر عقيده بسيارى از مسلمانان صدر اسلام بوده و هست و دليل بسيارى از قرآن و گفتار پيغمبر بر آن گواه است و بيشتر گفتگوها در طول تاريخ روى اين زمينه بوده ، علامه حلى عليه الرحمه دليلهاى امامت على عليه السلام را از نظر قرآن و نص اخبار و تأييدات عقلى و منطقى اسلامى تا دو هزار جمع آورى كرده و كتابى بنام الفين نگاشته كه يكى از شاهكارهاى تأليفات او است محكمترين ادله نص خلافت على عليه السلام حديث غدير و حديث منزله است كه شيخ صدوق در كتاب معانى الاخبار آنها را مورد بحث قرار داده و همه شبهات مخالفين را رفع كرده ، ما تحقيقات او را در ضمن مقدمه جلد گذشته نقل و ترجمه كرديم و بعلاوه نصوص و اخبار بسيارى هم در اين قسم خصال در اين موضوع جمع آورى شده و روايات بسيارى از طريق شيعه و غير شيعه در آن مندرج است و كتب بسيارى در اين موضوع تأليف شده و نيازى نيست كه ما در اين مقدمه از اين نظر وارد بحث شويم . ب - از نظر لياقت و شايستگى مقصد بحث از اين نظر اينست كه در صورتى كه بقول بعضى از عامه پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت و خليفه‌اى بلفظ مبارك خود معين نكرد شايسته خلافت كيست ؟ ( اين گفته در قرن اول اسلامى زبانزد اكثريت مسلمانان بود و متصديان خلافت اسلامى و